ضرورت رویکرد جامع به سلامت روان در بحران
به گزارش روابط عمومی جهاددانشگاهی واحد الزهرا(س)، نشست علمی تخصصی «انسجام روانی در شرایط بحران جنگ» با تاکید بر «یافتن معنا در زندگی» به همت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی واحد الزهرا(س)، با همکاری اندیشکده تحکیم انسجام اجتماعی جهاددانشگاهی و مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره این واحد، با تدریس استاد رضا محمدپور؛ روانشناس، مشاور، پژوهشگر و حافظ قرآن کریم و نهج البلاغه، برگزار شد.
در ابتدای این نشست، زهرا زمانپور روان شناس و درمانگر به تشریح فعالیتها و طرحهای حمایتی جهاددانشگاهی واحد الزهرا(س) در ایام بحران جنگ پرداخت که اهم آنها به شرح زیر است:
طرح «مرهم»: ارائه خدمات مشاورهای روانشناسی همگانی در ایستگاههای پرتردد مترو تهران (ولیعصر، امام خمینی، تئاتر شهر) بهصورت حضوری و همچنین گسترش آن به مشاوره تلفنی و آنلاین؛
تشکیل کمیته علمی: جهت بررسی و تحلیل تخصصی آسیبهای روانی جامعه پس از جنگ؛
تولید محتوای «دانش در خدمت آرامش»: انتشار مطالب روانشناختی در شبکههای اجتماعی برای ارتقای تابآوری و آگاهی عمومی؛
توانمندسازی مشاوران: برگزاری دورههای مهارتافزایی برای مشاوران و روانشناسان جهادی؛
در ادامه این نشست علمی تخصصی، مباحثی مانند «مفهوم انسجام روانی در جنگ»، «مدیریت و غلبه بر اضطرابهای ناشی از بحران» و «راهکارهای تبدیل انرژی منفی به پتانسیل مثبت» توسط رضا محمدپور روانشناس، مشاور، پژوهشگر، حافظ قران کریم و نهج البلاغه مطرح و به آن پرداخته شد.
معنا؛ ستون فقرات تابآوری روانی
در ادامه استاد محمدپور با تأکید بر «ارزش خدمت به مردم» و «اهمیت مهارتافزایی و آگاهیبخشی» به عنوان بسترسازان سلامت روان، اصلیترین محور بحث را خلق معنا در زندگی قرار داد و افزود: نظریههای مختلف روانشناسی بهویژه در حوزه روانشناسی اگزیستانسیال و انسانگرا بر نقش محوری معنا در شکلگیری هویت، انگیزه و تابآوری تأکید دارند. همانطور که اشاره شد، فقدان معنا فرد را در برابر کوچکترین فشارهای زندگی آسیبپذیر میسازد.
وی ادامه داد: این «معنا» نه یک پدیده انتزاعی، بلکه محصولی از روابط معنادار (همنشینی با افراد هدفمند) و درک فلسفی از زمان است. توجه به «موقت بودن دنیا»، که از دیرباز در حکمت دینی و فلسفی ما مطرح بوده (چنانکه به نقل از امام علی (ع) بیان شد)، به ما کمک میکند تا ارزش واقعی لحظات و اولویتهای زندگی را درک کرده و از درگیری با امور زودگذر و بیارزش فاصله بگیریم. این درک، زمینه را برای «معنای مشترک» در روابط بهویژه زندگی مشترک فراهم میآورد که جان گاتمن نیز بر آن تأکید فراوان دارد.
مدیریت اضطراب: از ابهام تا ایمان
محمدپور با اشاره به اینکه اضطراب، به عنوان یکی از شایعترین اختلالات روانشناختی، در شرایط جنگ و بحران تشدید میشود، تصریح کرد: اضطراب، که به عنوان «درگیر شدن با آنچه در اختیار ما نیست» تعریف میشود، با نظریههای شناختی-رفتاری همخوانی دارد.
وی افزود: اضطراب، که ریشه در ابهام دارد، قابل حذف نیست بلکه باید مدیریت شود. این ابهام، اغلب در کمالگرایی (که توسط ویلیام گلاسر نیز به عنوان عاملی مهم در اضطراب مطرح شده) و مقایسه اجتماعی مخرب ریشه دارد. راهکار ارائه شده برای عبور از این جاده مهآلود اضطراب، «سپردن حرکت به فردی که انتها را میبیند» است که میتواند به معنای اعتماد به نیروهای درونی، باورهای معنوی، یا یاری جستن از متخصصین باشد. نقطه مقابل اضطراب، ایمان است؛ ایمانی که امنیتبخش بوده و فرد را در مواجهه با ابهامات یاری میرساند. همچنین، مفهوم «بازیابی فردی» و مقایسه مداوم خود با گذشته کلید رشد و پیشرفت پایدار در غلبه بر اضطراب و کمالگرایی ناسالم است.
غلبه بر نگرانی و مدیریت انرژی منفی
محمدپور اظهار داشت: نگرانی، هرچند جزء لاینفک زندگی است، اما میتواند فلجکننده باشد. استعاره «پرندهای که لانه نمیسازد» راهکاری عملی برای مدیریت نگرانی ارائه میدهد. پذیرش حضور آن، اما عدم اجازه برای تأثیرگذاری عمیق و مخرب. این امر نیازمند تقویت سازوکارهای دفاعی روانی و هوشیاری نسبت به افکار منفی است. در همین راستا، مدیریت «انرژی منفی» حیاتی است. در دنیای امروز، انسانها دائماً در معرض اطلاعات، رفتارها و موقعیتهای منفی قرار دارند. حضور آگاهانه «گزارههای مثبت»، ایجاد محیطهای حمایتی و روابط سالم و همچنین تمرینات عملی برای پردازش و تخلیه هیجانات منفی از راهکارهای اساسی در این زمینه است.
وی گفت: مطالب ارائه شده، ترکیبی از مفاهیم عمیق روانشناختی، حکمتهای عملی و توصیههای کاربردی است که میتواند مبنای مداخلات مؤثرتر در حوزه سلامت روان بهویژه در بحرانهای جمعی قرار گیرد. آموزش و آگاهیبخشی مداوم در این زمینهها، نقشی حیاتی در ارتقای تابآوری اجتماعی و فردی خواهد داشت.
در ادبیات علمی جامعهشناختی، انسجام مفهومی چندوجهی است که از سطوح خرد (روانشناختی) تا سطوح کلان (جامعهشناختی) بررسی میشود. در علوم اجتماعی، انسجام به فرآیندی اطلاق میشود که طی آن یک نظام اجتماعی مانند یک گروه یا یک جامعه نیروهای درونی خود را برای حفظ وحدت، همبستگی و حفظ بقای گروه در برابر فشارهای بیرونی بسیج میکند. به بیان دیگر، انسجام میزان «چسبندگی» اعضای یک سیستم به یکدیگر و به کل آن سیستم است.
ضرورت رویکرد جامع به سلامت روان در بحران
همچنین در این نشست علمی تخصصی مطرح شد: جامعهشناسان انسجام را به چند دسته تقسیم بندی میکنند؛ در نوع اول انسجام اجتماعی که به پیوندهای افقی میان اعضا اشاره دارد؛ یعنی وجود اعتماد متقابل، احساس تعلق به گروه و مشارکت در امور جمعی. نوع دیگر انسجام ساختاری است که بر اساس ساختار قانونی و رسمی جامعه که در آن نهادها و قوانین، نظم را برقرار میکنند می باشد.انسجام ارزشی نیز زمانی رخ میدهد که اعضا بر سر ارزشها، عقاید و هنجارهای اخلاقی توافق بنیادین داشته باشند و انسجام ابزاری زمانی است که اعضای یک گروه تنها به علت رسیدن به هدفی خاص و کسب منافع شخصی یا جمعی، با یکدیگر همکاری میکنند.
در نوع دیگر، انسجام روانی یک سازه روان شناختی است که برای اولین بار توسط آرون آنتونوفسکی در نظریه «سلامتزایی» مطرح شد و به چگونگی مواجهه فرد با فشارهای روانی میپردازد. این سازه دارای سه مؤلفهی اصلی است که شامل درکپذیری، توانایی مدیریت و احساس معناداری است. در مولفه درک پذیری فرد احساس میکند که وقایع زندگی حتی در موارد غیرمنتظره منطقی، ساختارمند و قابل فهم هستند.در توانایی مدیریت فرد این باور را دارد که منابع کافی چه در خود و چه در محیط برای مقابله با چالشها و نیازهای پیشرو را در اختیار دارد و در نهایت در احساس معناداری فرد به این باور رسیده است که زندگی ارزش سرمایهگذاری عاطفی و تلاش کردن را داراست و چالشها بخشی از مسیر معنادار زندگی هستند.
نشست علمی تخصصی «انسجام روانی در جنگ» با تاکید بر «یافتن معنا در زندگی» نشان میدهد که پایداری روانی در شرایط بحران صرفاً تابآوری در برابر سختیها نیست بلکه فرایندی فعالانه در جهت معناداری زندگی، مدیریت هیجانات منفی و تقویت روابط میانفردی است.
شایان ذکر است این فعالیتها و کارگاهها به همت معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد الزهرا(س)، اندیشکده تحکیم انسجام اجتماعی و مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره این واحدبرنامهریزی و اجرا می گردد.


نظر شما :